تبليغاتX
جدیدترین Pm های عاشقانه
قالب اصلی در حال ساخت ....
سلام

از دوستان عزیز خواهشمندیم برای تبادل لینک یا لوگو خود را فقط در این قسمت معرفی کنند

به این صورت که ابتدا کد لوگو ی ما را در وبلاگ یا سایت خود قرار داده و خود را در قسمت نظرات این پست معرفی کنید ...

+ نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 23:56  توسط محسن | 
سلام دوستان این پست مخصوص نظرات شماست

چون این وبلاگ هر روز با چندین پست بروز میشه و نظراتی رو که شما میزارین به آرشیو ملحق میشن میخوام در این پست به یادگار بمونه

همچنین شما میتونین پی ام های خودتون رو درج کنید

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 14:13  توسط محسن | 
 درويشي به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده ميشود . پس از اندك زماني داد شيطان در مي آيد و رو به فرشتگان مي كند و مي گويد : جاسوس مي فرستيد به جهنم؟!! از روزي كه اين ادم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنميان را هدايت مي كند و... حال سخن درويشي كه به جهنم رفته بود اين چنين است: "با چنان عشقي زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 8:28  توسط محسن | 
هر چند مال من نشدي ولي ازت خيلي چيزا ياد گرفتم. ياد گرفتم به خاطر کسي که دوسش دارم بايد دروغ بگم. ياد گرفتم هيچ وقت هيچ کس ارزش شکستن غرورمو نداره. ياد گرفتم تو زندگيم به اون که بفهمم چقدر دوسم داره هر روز دلشو به بهونه اي بشکنم. ياد گرفتم گريه هاي هيچ کس رو باور نکنم. ياد گرفتم بهش هيچ وقت فرصت جبران ندم. ياد گرفتم هر روز دم از عاشقي بزنم ولي خودم عاشق نباشم
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 8:27  توسط محسن | 
شاید یه کسی شبها برای اینکه خواب تو رو ببینه به خدا التماس می کنه... یا شایدم به محض دیدن تو تپش قلبش زیاد و دستاش یخ می کنه و یا شایدم دست و پاهاش میلرزه مطمئن باش یه کسی شبا به خاطر تو در دریایی از اشک می خوابه ولی تو اون و نمی شناسی
+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 13:42  توسط محسن | 
پیداست هنوز شقایق نشدی ... زندانی زندان دقایق نشدی ... وقتی که مرا از دل خود می رانی ... یعنی که تو هیچ وقت عاشق نشدی ... زرد است که لبریز حقایق شده است ...تلخ است که با درد موافق شده است ... شاعر نشدی وگر نه می فهمیدی ... پاییز بهاریست که عاشق شده است
+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 13:41  توسط محسن | 
سارتر : از همه اندوهگین تر کسی است که از همه بیشتر می خندد)

(وین دایر: این شمایید که به مردم می آموزید که چگونه با شما رفتار کنند)

(ناپلئون : من در جهان یک دوست داشته ام و آن خودم بوده ام)

(مارکز: هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند نگذران)

(کانت : چنان باش که به هر کس بتوانی بگویی مثل من رفتار کن)

 (چارلی چاپلین : خوشبختی فاصله این بدبختی است تا بدبختی دیگر

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 23:26  توسط محسن | 
با همه چیز درآمیزو با هیچ چیز آمیختخه مشو که در انزوا پاک ماندن نه سخت است ونه با ارزش !دکتر شریعتی
+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 23:25  توسط محسن | 

اگه خدا عاشقت بشه بیچارت میکنه اگه خدا عاشقت بشه بیچارت میکنه

میدونی اگه در دل خدا بشینی چی می شه ؟ میدونی اگه خدا تو رو برای خودش انتخاب کنه چی می شه ؟ و میدونی اگه خدا عاشقت بشه باز چی می شه ؟

خدا اگه از بنده ای خوشش بیات دنیا رو زیر و رو می کنه تا اون بنده راضی بشه . اون بنده بین همه مردم محبوب و جذاب می شه . اصلا خود آدم نمیدونه ولی هر جا که بره در دل همه مردم چه خوب و چه بد" می شینه . اگه اون بنده اخم کنه خدا هم ناراحت می شه . اگه بخنده خدا هم از خنده او لذت می بره .

من نمیخوام براتون شعر بگم نمی خوام شما رو محو ادبیات و از این جور چیزا کنم که به به چه زیبا می نویسی و چه و چه و چه .... خواهش می کنم یه خورده به حرفهام فکر کن . فکر کن! به خدا ضرر نداره . تا حالا شده کسی تو رو دوست داشته باشه و هر چه بگی گوش کنه و عمل کنه . می بینی خیلی برای تو اهمیت قائله! می بینی خیلی جلوی تو ظاهر می شه تا بهت بگه فلانی من دوستت دارم ... وقتی با این صحنه ها مواجه می شی وقتی می بینی دوستت تلاش می کنه که در دلت بشینه تو هم ناخودآگاه عاشقش می شی دست خودت نیست این طبیعت آدمیزاد هست که اگه کسی گوش به فرمانت باشه تو هم محو دوستی اون خواهی شد.

 اصلا هر چقدر هم که بد باشه باز هم دوست نداری اتفاقی برای اون بیافته ! دوست نداری اونو اخمو ببینی ! دوست نداری کسی برای اون مشکل ایجاد کنه ... اصلا اونو از خودت میدونی. می بینی علاقه بین شما دوتا آنچنان زیاد می شه که اون پاره تن تو می شه . همیشه به فکر او هستی . غمخوار او هستی ...

عزیز دلم ! ما انسانها " جلوه ای از ذات خداییم تا حالا دیدی که ما آدما از زیبایی لذت می بریم چون خدا از زیبایی خوشش میات . دیدی ک یه احساسیه که از اعمال خوب لذت می بری؟ چون خدا از اعمال خوب لذت می بره خیلی خلاصه بگم روح ما آدما پاره ای از روح خدا هست چون خودش در قرآن فرموده :"که از روح من در آدم دمیدم " کوتاه کنم که خدا هم یک همچین حالتی داره اگه خودت رو برای اون لوس کنی اگه به حرفهاش گوش کنی اگه سعی ات بر همینه که راضی اش کنی به تو علاقه مند میشه . عاشق تو می شه خود خدا می گه که بنده من اگه یک قدم به من نزدیک بشی من قدمها به تو نزدیکتر خواهم شد

 حالا اگه به دل خدا نشستی ! اونوقت می دونی چی می شه ؟ خدا از بالا مواظبته ! اصلا از بالا نگاهت می کنه که نکنه کسی مزاحم تو بشه نکنه اذیت بشی چون تو رو دوست داره اصلا به فرشتگانش می گه برید کنار من مواظبشم این بنده مال خودمه . این رزرو شده خودمه این بنده خصوصی خودمه .... نمیخوام کسی مزاحمش بشه ؟! حالا اینجاش جالبه اگه خیلی به خدا نزدیک بشی دیگه حرفی که می زنی به اختیار خودت نیست کاری که می کنی دست خودت نیست

چون کنترل از راه دور تو دست اونه . بنده های خصوصی خدا خیلی بانمکند می بینیشون هر جا می شینن جذبه دارند اینو میدونستی اگه مال اون بشی اونوقت اونهم مال تو می شه . اینو باور کن ! خدا خودش گفته که بنده من ! می تونی آنقدر با من صمیمی بشی که من حرفتو گوش می دم هر چی بگی برات انجام می دم . اینو هم بدان که خدا در عشقش خیلی میخه ! وای به حالت اگه خدا عاشقت بشه . اگه خدا خاطر خوات بشه ...

می خوام مثل بچه ها صحبت کنم ...می خوام بهونه بگیرم ... باور کن اگه راه رو اشتباه بری اون از بالا با دستای ذلالش راهنمای تو می شه . اگه گریه کنی همه رو تحت تاثیر قرار می دی چون اشک تو اشک خداست ... باور کن می شه ! اما سعی نکردیم باور کن اگه در دلش بشینی دنیا و آسمون رو قباله ات می کنه .... اگه بخواهی انتخاب کنی اون کمکت می کنه که انتخاب کنی اصلا نه ! اون به جای تو انتخاب می کنه!

 نقل می کنن صاحبدلی (یکی از همین مردان خدا) در بازار یکی از شهرهای ایران گذر می کرد ناگهانبچه ای از بالای پشت بام در حال سقوط بود مادر اون طفل که شاهد این صحنه بود جیغ و داد و فریاد کرد اون بنده خوب خدا که با این صحنه مواجه شده بود با اشاره انگشت بچه را در بین زمین و هوا معلق کرد آرام آرم با اشاره انگشت بچه را سالم به زمین رساند ... مردم که شاهد اون صحنه بودند متعجب و متحیر دور تا دور اون شخص را گرفتند که ای مرد تو کیستی ؟ پیامبری (ص) ، جادوگری و یا فرشته ای ؟ خیلی آرام این جمله را گفت : من آدمی همچون شما هستم لکن من ??سال حرف خدا رو گوش دادم حالا از خدا یه چیزی خواستم اون حرف منو گوش داد...

در این غوغای روزگار حرف گوش کن پرورگار خیلی کمه خیلی کمه فقط اینو بدان که خدا در عشقش پافشاری می کنه به شرطی که تو بخواهی .... اگه بهش خیلی نزدیک بشی اونوقت با تو درد و دل می کنه ! خیلی چیزایی که قبلا نمیدیدی رو نشونت میده ! اونوقت دلت به حالش می سوزه که چقدر خدای تنهایی داری ...؟ تا حالا شده دلت به حال خدا بسوزه ؟ اگه بخوای بخوابی دست نوازش سرت می کشه آروم آروم آروم آ...ر...و...م حس می کنی دستاش مهربونن حس می کنی دردمنده ... به خدا که خدا مهربونه !

بیچاره من !

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 23:22  توسط محسن | 
رنجی خسته ام که از آن من نیست بر خاکی نشستم که از آن من نیست با نامی زیستم که از آن من نیست از لذتی جان گرفتم که از آن من نیست به مرگی جان می سپارم که از آن من نیست
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 22:9  توسط محسن | 
عشق مانند شن روان است. اگر به آن چنگ بزنيد از ميان دستان شما خواهد لغزيد . به آرامي پيمانه اي از آن برداريد تا روح شما را لبريز کند . همچنانکه شن در جستجوي پر کردن فضاي خالي دستان شماست
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 22:8  توسط محسن | 
سايه ام عاشق سايه ات شده مي خواستم ببينم آيا مي توانيم همــــــــــسايه شويم؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 22:8  توسط محسن | 
من عاشقت بودم ولي تو چشمانم را نديدي وقتي تو چشمانم را ديدي كه من ديگر نبودم قصه هاي مادر بزرگ درست بود هميشه يكي بود يكي نبود
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 22:3  توسط محسن | 

سه کبریت، یک به یک در شب روشن شد:
اولی برای دیدن تمامی صورت تو،
دومی برای دیدن چشمانت،
سومی برای دیدن لبانت،
و بعد تاریکی غلیظ برای اینکه به خاطر بسپرم همه را
زمانی که تو را در میان بازوانم گرفته ام.

ژاک پره ور

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 8:56  توسط محسن | 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 22:5  توسط محسن | 
هميشه واسه گلي خاک گلدون باش که اگه به آسمون هم رسيد يادش باشه ريشش کجاست
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 14:13  توسط محسن | 
+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 8:5  توسط محسن | 
دلي گفت: كه آخر چه بود حاصل من؟ عشق فرمود: تا چه بگويد اين دل من! عقل ناليد: كجا حل شود اين مشكل من؟ مرگ خنديد: در اين خانه‌ي ويرانه‌ي من

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 18:11  توسط محسن | 
به خودت سوگند مي خوردم كه تكه ي بزرگي از مقدسات مني مثل زلالي آب...مي خوردم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 1:26  توسط محسن | 
به خودت سوگند مي خوردم كه تكه ي بزرگي از مقدسات مني مثل زلالي آب...مي خوردم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 1:24  توسط محسن | 
 دخترک خنده کنان گفت که چیست راز این حلقه زر راز این حلقه که انگشت مرا این چنین تنگ گرفته است به بر راز این حلقه که در چهره او اینهمه تابش و رخشندگی است مرد حیران شد و گفت حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است همه گفتند : مبارک باشد دخترک گفت : دریغا که مرا باز در معنی آن شک باشد سالها رفت و شبی زنی افسرده نظر کرد بر آن حلقه زر دید در نقش فروزنده او روزهایی که به امید وفای شوهر به هدر رفته هدر زن پریشان شد و نالید که وای وای این حلقه که در چهره او باز هم تابش و رخشندگی است حلقه بردگی و بندگی است
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 22:6  توسط محسن | 
زندگي مثل پيانو است ، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها . اما زماني ميتوان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهي
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 22:5  توسط محسن | 
ميگن خدا بهترين نعمت هاش رو به بهترين بنده هاش مي ده...من که بهترين بندش نيستم پس چرا تو رو به من داد.؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 22:5  توسط محسن | 
 اگر به کسی رسیدی که عاشقش نیستی ، میتونی دوستش داشته باشی و از این دوست داشتن لذت ببری . دوست داشتن از عشق بالاتره چون هوشیارتری
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 22:5  توسط محسن | 
وقتي يك در از شادي ها بسته مي شود. در ديگري باز مي شود اما گاهي ما آنقدر به در بسته اول نگاه مي كنيم كه متوجه باز شدن در در دوم كه براي ما باز شده است نمي شويم
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 22:5  توسط محسن | 
من عاشق زندگي هستم و زندگي نيز عشقش را نثار من خواهد کرد · با هر دم و بازدم خدا را شکر ميکنم.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 19:3  توسط محسن | 
در فصل بهار از ترس اينكه گياه روي گونه ام نرويد اشك نمي ريزم
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 19:2  توسط محسن | 
آخرين باري كه شنيدمت گفتي كه درگيري،آن قدر سرشار از جذبه بودي كه دست و دلم نا خودآگاه لرزيد...آن موقع بو كه فهميدم حق پرستيدن دليل را هم ندارم...اين بار حتي اجازه ي از دور شنيدنت را هم ندادي و من خيره در سكوت با عاشقانه هاي خودم بودم كه چرا تو به چشم جرم به آنها نگاه مي كني وقتي كه هيچكدام برايت مهم نيست!!!اما من مثل تو فكر نمي كنم مهم اين است كه دلم برايت لك زده است حتي براي نخواستن و شكستن و راندنت
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 22:53  توسط محسن | 
عين معجزه اي كه كاملا از آن قطع اميد كرده باشي و ناگهان در گرگ و ميش بيم و اميدت رخ دهد...تو آمدی و ای کاش که ...!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 22:52  توسط محسن | 
 تصاوير حكاكي شده بر سنگهاي تخت جمشيد هيچكس عصباني نيست. هيچكس سوار بر اسب نيست. هيچكس را در حال تعظيم نميبينيد. هيچكس سر افكنده و شكست خورده نيست .هيچ قومي بر قوم ديگر برتر نيست و هيچ تصوير خشني در آن وجود ندارد . از افتخارهاي ايرانيان اين است كه هيچگاه برده داري در ايران مرسوم نبوده است در بين صدها پيكره تراشيده شده بر سنگهاي تخت جمشيد حتي يك تصوير برهنه و عريان وجود ندارد
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 17:44  توسط محسن | 
 يا رب چه چشمه ايست محبت كه من از آن يك قطره آب خوردم و دريا گريستم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 9:52  توسط محسن | 
کسی که از دیگران متنفر است . خود را نیز خیلی کمتر دوست ذارد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 9:52  توسط محسن | 
رفتن بهترين نيست هميشه ماندن ان حضور ناب نيست گاهي ميان رفتن و ماندن هيچ فرقي نيست دلتنگم؟باشد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 9:52  توسط محسن | 
غريبانه به لحظه هايم زندگيم رنگ آشنايي زدي و رفتي.تو را هيچ وقت از خاطر نمي برم كه تو آشناترين غريبه من بودي.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 9:51  توسط محسن | 
اگر خودم به فکر خودم نباشم چه کسي خواهد بود و اگر فقط به فکر خودم باشم ، چه هستم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 9:51  توسط محسن | 
غريبه ي ديروزم.اشناي امروز.و فراموش شده ي فردا..پس در اشنايي امروز مينگرم تا در فراموشي فردا يادم کني
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 9:51  توسط محسن | 
هيچ گاه چشمانت را براي كسي كه مفهوم نگاهت را نميفهمد گريان نكن

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 9:51  توسط محسن | 
فرا رسیدن ماه مبارک رمضان را به همه ی مسلمانان جهان تبریک عرض می کنیم
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 9:51  توسط محسن | 
 مراقب گرماي دلت باش تا کاري که زمستان با زمين کرد زندگي با دلت نکند
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 9:50  توسط محسن | 
هنوز هم فراموشت نکرده ام بااین که فراموش شده ام هنوز هم صدایت را می شنوم با این که صدایم نکرده ای هنوز هم همه جا می بینمت با این که به دیدنم نیامده ای هنوز هم با عشق تو پا بر جام با این که خودت را زیر بار عشق دیگری شکسته ای هنوز هم همان طور مقدس دوست میدارمت با این که زندگی خود را به تباهی کشانده ای هنوز هم چشمانی به اشتیاق نگاهت منتظرند با این که چشم به چشم دیگری دوخته ای هنوز هم دلواپس دل نگرانی های توام با این که از همه ادما بریده ای
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 22:59  توسط محسن | 
گاه يک لبخند آنقدر عميق ميشود که گريه ميکنم گاه يک نغمه آن قدر دست نيافتني است که با آن زندگي ميکنم گاه يک نگاه آن چنان سنگين است که چشمانم رهايش نميکنند گاه يک عشق آن قدر ماندگار است که فراموشش نميکنم
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 22:59  توسط محسن | 
چقدر سخت است گل آرزوهايت را در باغ ديگري ببيني و هزار بار در خودت بشکني و آن وقت آرام زير لب بگويي....گل من باغچه ي نو مبارک...
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 22:54  توسط محسن | 
خيلي ها مترسک رو دوست ندارن چون پرنده ها رو مي ترسونن.ولي من دوستش دارم چون تنهايي رو درک ميکنه
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 22:52  توسط محسن | 
اسمون به ماه ميگه :عشق يعني چي ماه ميگه يعني بودن درآغوش تو ماه ميگه: توبگو عشق يعني چي آسمون ميگه انتظار ديدن تو
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 22:50  توسط محسن | 
دختري مي رفت ، پسري او را ديد و دنبال او روان شد . دختر پرسيد که چرا پس من مي آيي ؟ پسر گفت : برتو عاشق شده ام . دختر گفت : برمن چه عاشق شده اي ، خواهر من از من خوبتر است و از پس من مي آيد ، برو و بر او عاشق شو . پسر از آنجا برگشت و دختري بدصورت ديد ، بسيار ناخوش گرديد و باز نزد دختر رفت و گفت : چرا دروغ گفتي ؟ دختر گفت : تو راست نگفتي . اگر عاشق من بودي ، پيش ديگري چرا مي رفتي؟؟؟؟؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 22:48  توسط محسن | 
مي دوني فلسفه اختراع سرسره براي بچه ها چيه؟ مي خوان از بچگي به ادم ياد بدن كه صعود چقدر سخت و سقوط چه اسونه
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 22:47  توسط محسن | 
شايد زندگي آن جشني نباشد که آرزويش را داشتي اما حال که به آن دعوت شده اي تا مي تواني زيبا برقص
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 9:30  توسط محسن | 
پيمودن مسير ، خود هدف است .... يعني اينکه آنچه تو انتظار داري ، جلوي چشمانت است ، يعني اينکه فقط امروز وجود دارد و " فردا " نام ديگري ست بر تمام تنبلي هاي تو
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 9:30  توسط محسن | 
نمي گويم فراموشم مکن هرگز،ولي گاهي به ياد آور، رفيقي را که مي داني نخواهي رفت از يادش
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 9:30  توسط محسن | 
دل ميخري؟! پرسيد چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند. خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روي خاک افتاده بود جاي پايش روي دل جا مانده بود
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 9:30  توسط محسن | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام دوستان این وبلاگ هر روز چندیدن بار بروز می شود . شما میتوانید بهترین پی ام ها را در این وبلاگ ببینید . برای اینکه پی ام ها به آی دی شما فرستاده شود می توانید آی دی مدیر را به لیست دوستان خود بیافزایید. mohsen_tiger55 و یا v_69m
معمولا هم آن هستم

نوشته های پیشین
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته سوم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته سوم شهریور 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
نویسندگان
محسن
روان نويس رواني
وحید
پیوندها
پایگاه تجارت الکترونیک
پوچستان
تقدیم به کسانی که با عشقشون زنده ان ...
هواداران محسن چاوشی
سروقامت
دوست داشتن زیباست
عکسهای شادمهر عقیلی
وبلاگ اختصاصي تيري آنري
تیم دو نفره
خوشبوترين گل دنيا
ترین ها پی ام های جدید
####انا الکلب الرقیه####
وبلاگ امراه
آخه من که عاشق نیستم
کاغذ دعوت در دست تو
دیجی کلفت
عاشقی بیا 2(1)
دختر خانوما و آقا پسرا
انجمن تنهایان ایران
عاشقی بیا 2(2)
پرسپوليسي عاشق
شب نيلوفري يا شب يلدا يا شب جدايي
(`'·.¸هاپو پشمالو¸.·'´)
دست نوشته های یه دل شکسته
تنها عشق من تویی
شرور عاشق
روان نویس روانی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

-------------------------------------