![]() |
![]() |
|
| قالب اصلی در حال ساخت .... |
|
رنجی خسته ام که از آن من نیست بر خاکی نشستم که از آن من نیست با نامی زیستم که از آن من نیست از لذتی جان گرفتم که از آن من نیست به مرگی جان می سپارم که از آن من نیست
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 22:9 توسط محسن |
|
|
عشق مانند شن روان است. اگر به آن چنگ بزنيد از ميان دستان شما خواهد لغزيد . به آرامي پيمانه اي از آن برداريد تا روح شما را لبريز کند . همچنانکه شن در جستجوي پر کردن فضاي خالي دستان شماست
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 22:8 توسط محسن |
|
|
سايه ام عاشق سايه ات شده مي خواستم ببينم آيا مي توانيم همــــــــــسايه شويم؟
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 22:8 توسط محسن |
|
|
من عاشقت بودم ولي تو چشمانم را نديدي وقتي تو چشمانم را ديدي كه من ديگر نبودم قصه هاي مادر بزرگ درست بود هميشه يكي بود يكي نبود
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 22:3 توسط محسن |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
سلام دوستان این وبلاگ هر روز چندیدن بار بروز می شود . شما میتوانید بهترین پی ام ها را در این وبلاگ ببینید . برای اینکه پی ام ها به آی دی شما فرستاده شود می توانید آی دی مدیر را به لیست دوستان خود بیافزایید. mohsen_tiger55 و یا v_69m
معمولا هم آن هستم |
| نویسندگان |
|
محسن روان نويس رواني وحید |
|
RSS
|