![]() |
![]() |
|
| قالب اصلی در حال ساخت .... |
|
هنوز هم فراموشت نکرده ام بااین که فراموش شده ام هنوز هم صدایت را می شنوم با این که صدایم نکرده ای هنوز هم همه جا می بینمت با این که به دیدنم نیامده ای هنوز هم با عشق تو پا بر جام با این که خودت را زیر بار عشق دیگری شکسته ای هنوز هم همان طور مقدس دوست میدارمت با این که زندگی خود را به تباهی کشانده ای هنوز هم چشمانی به اشتیاق نگاهت منتظرند با این که چشم به چشم دیگری دوخته ای هنوز هم دلواپس دل نگرانی های توام با این که از همه ادما بریده ای
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 22:59 توسط محسن |
|
|
گاه يک لبخند آنقدر عميق ميشود که گريه ميکنم گاه يک نغمه آن قدر دست نيافتني است که با آن زندگي ميکنم گاه يک نگاه آن چنان سنگين است که چشمانم رهايش نميکنند گاه يک عشق آن قدر ماندگار است که فراموشش نميکنم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 22:59 توسط محسن |
|
|
چقدر سخت است گل آرزوهايت را در باغ ديگري ببيني و هزار بار در خودت بشکني و آن وقت آرام زير لب بگويي....گل من باغچه ي نو مبارک...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 22:54 توسط محسن |
|
|
خيلي ها مترسک رو دوست ندارن چون پرنده ها رو مي ترسونن.ولي من دوستش دارم چون تنهايي رو درک ميکنه
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 22:52 توسط محسن |
|
|
اسمون به ماه ميگه :عشق يعني چي ماه ميگه يعني بودن درآغوش تو ماه ميگه: توبگو عشق يعني چي آسمون ميگه انتظار ديدن تو
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 22:50 توسط محسن |
|
|
دختري مي رفت ، پسري او را ديد و دنبال او روان شد . دختر پرسيد که چرا پس من مي آيي ؟ پسر گفت : برتو عاشق شده ام . دختر گفت : برمن چه عاشق شده اي ، خواهر من از من خوبتر است و از پس من مي آيد ، برو و بر او عاشق شو . پسر از آنجا برگشت و دختري بدصورت ديد ، بسيار ناخوش گرديد و باز نزد دختر رفت و گفت : چرا دروغ گفتي ؟ دختر گفت : تو راست نگفتي . اگر عاشق من بودي ، پيش ديگري چرا مي رفتي؟؟؟؟؟؟؟؟؟
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 22:48 توسط محسن |
|
|
مي دوني فلسفه اختراع سرسره براي بچه ها چيه؟ مي خوان از بچگي به ادم ياد بدن كه صعود چقدر سخت و سقوط چه اسونه
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 22:47 توسط محسن |
|
|
شايد زندگي آن جشني نباشد که آرزويش را داشتي اما حال که به آن دعوت شده اي تا مي تواني زيبا برقص
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 9:30 توسط محسن |
|
|
پيمودن مسير ، خود هدف است .... يعني اينکه آنچه تو انتظار داري ، جلوي چشمانت است ، يعني اينکه فقط امروز وجود دارد و " فردا " نام ديگري ست بر تمام تنبلي هاي تو
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 9:30 توسط محسن |
|
|
نمي گويم فراموشم مکن هرگز،ولي گاهي به ياد آور، رفيقي را که مي داني نخواهي رفت از يادش
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 9:30 توسط محسن |
|
|
دل ميخري؟! پرسيد چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند. خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روي خاک افتاده بود جاي پايش روي دل جا مانده بود
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 9:30 توسط محسن |
|
|
سيب سرخي را به من بخشيد و رفت عاقبت بر عشق من خنديد و رفت اشک در چشمان سردم حلقه زد بي مرووت گريه ام را ديد و رفت .........
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 9:29 توسط محسن |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
سلام دوستان این وبلاگ هر روز چندیدن بار بروز می شود . شما میتوانید بهترین پی ام ها را در این وبلاگ ببینید . برای اینکه پی ام ها به آی دی شما فرستاده شود می توانید آی دی مدیر را به لیست دوستان خود بیافزایید. mohsen_tiger55 و یا v_69m
معمولا هم آن هستم |
| نویسندگان |
|
محسن روان نويس رواني وحید |
|
RSS
|